، yazdaniziarat.m@semnan.ac.ir
چکیده: (18 مشاهده)
هدف: رانش شغلی وضعیتی که کارکنان بهجای هدایت فعال مسیر حرفهای، بهتدریج در فشارهای ساختاری سر میخورند و عاملیت خود را از دست میدهند. هدف این پژوهش، طراحی مدل شکلگیری این پدیده در سازمانهای دولتی ایران است.
روششناسی/ رویکرد: این پژوهش کیفی با نظریهپردازی دادهبنیاد نظاممند انجام شده است. دادهها از ۲۴ مصاحبه نیمهساختاریافته عمیق با کارکنان ستادی استانداری خراسان شمالی از طریق نمونهگیری هدفمند و نظری گردآوری و با کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند.
یافتهها: مدل پارادایمی نشان داد رانش شغلی فرآیندی خودتقویتکننده از تعامل شرایط علّی (ضعف توسعه شغلی، ناکارآمدی پاداش، شوکهای مدیریتی، عدم تناسب فرد-سازمان) با بستر زمینهای (فرهنگ اطاعتمحور، محدودیتهای ساختاری، جغرافیایی، قانونی و مرکزگرایی) و تحت تأثیر شرایط مداخلهگر است. پدیده محوری «فقدان عاملیت و فاصلهگیری از خود اصیل» میباشد. راهبردهای کارکنان (از انفعال تا کنشگری محدود) پیامدهای منفی فردی، سازمانی، نهادی و رفتاری در پی دارد. حلقه بازخورد مثبت، این چرخه معیوب را تشدید میکند.
ارزش/ اصالت پژوهش: کشف «پارادوکس امنیت شغلی» و «چرخه معیوب خودتقویتکننده» و صورتبندی راهبردهای «کنشگری بقا» نشان میدهد رانش شغلی در بوروکراسی ایران پدیدهای ساختاری و سیستمی است، نه فردی. مدل ارائهشده مبنایی نظری برای شکستن چرخه رانش و احیای عاملیت حرفهای کارکنان فراهم میآورد.
پیشنهادها: طراحی مداخلات سیاستی و مدیریتی چندسطحی برای شکستن چرخه معیوب ضروری است؛ شامل بازنگری نظامهای ارتقاء و توسعه شغلی به سمت شفافیت و شایستگیمحوری، کاهش فشارهای بوروکراتیک با سادهسازی فرآیندها و تفویض اختیار، و تقویت توانمندی انطباق شغلی از طریق راهنمایی و مربیگری.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
ساختارهای اداری دریافت: 1404/10/3 | پذیرش: 1405/3/19