دوره 30، شماره 2 - ( تابستان 1396 )                   دوره30 شماره 2 صفحات 109-144 | برگشت به فهرست نسخه ها

XML English Abstract Print


موسسه عالی آموزش و پژوهش مدیریت و برنامه ریزی ، Alimoradi_zahir@yahoo.com
چکیده:   (655 مشاهده)

تمرکززدایی یکی از اقدامات مؤثر بر توسعه کشورها محسوب می‌شود. چون الگوی سازماندهی نامتراکم استان‌های جمهوری اسلامی ایران، کشور را با مشکلاتی گوناگون روبه‌رو نموده است، پژوهش پیشِ‌رو به‌دنبال ایجاد چهارچوب نظری برای حرکت به سمت سازماندهی نامتمرکز است. به‌منظور انجام پژوهش از روش کیفی نظریه‌پردازی داده‌بنیاد استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل خبرگانی است که به‌عنوان استاندار سابقه فعالیت داشته‌اند و در حوزه مدیریت دولتی دارای دانش کافی هستند. طی مصاحبه با شانزده خبره که تا زمان دست‌یابی به اشباع نظری به انجام رسید، این نتیجه به‌دست آمد که اگرچه عواملی مانند قوم‌گرایی و موزائیکی بودن کشور، تمایل مقامات برای حفظ قدرت و توسعه نامتوازن استان‌ها از سرعت تمرکززدایی در کشور می‌کاهد، ولی اگر نخبگان بتوانند با تأثیر بر شهروندان باعث نهادینه شدن مردم‌سالاری در استان‌ها شوند و با تأثیر بر رهبران سیاسی، هویت قانونی استان‌های خودگردان را به شکلی مطلوب تعریف نمایند، می‌توان امیدوار بود که بنا به شرایط مطلوب قومی، مذهبی و اقتصادی منطقه، خودگردان شدن استان‌ها منجر به افزایش نشاط عمومی، پایداری درآمد، تقویت شراکت‌گرایی، بهبود شرایط اقتصادی، قانون‌گرایی و کارایی در ارائه خدمات گردد که این کنش‌ها، سرانجام باعث تقویت حاکمیت در کشور خواهد شد.

متن کامل [PDF 830 kb]   (618 دریافت)    
نوع مطالعه: پژوهشي | موضوع مقاله: تخصصي
دریافت: ۱۳۹۶/۳/۲۳ | پذیرش: ۱۳۹۷/۲/۲۶ | انتشار: ۱۳۹۷/۲/۲۶